X
تبلیغات
سيستان سرزمين شگفتيها و مهد دليران

سيستان سرزمين شگفتيها و مهد دليران

سیستان یک نام نیست بلکه یک تمدن و فرهنگ است

ضرب المثلهاي سيستاني

ضرب المثلهاي سيستاني

انسان وقتي پاي صحبت مردم سخنورخوش بيان وخوش ذوق ودرعين حال محروم سيستان مينشيند وبه ضرب المثل هاي رايجي كه درحين گفتار و گپ روزانه مطرح ميشود گوش فراميدهد، چنان شيفته وفريفته سخن وي ميشودكه گويي سعدي شيرين سخن را درپيش رودارد.

 البته مطرح نمودن ضرب المثل درادبيات كشور پهناورايران مصطلح است. امااصالت نظم ونثر فارسي قديم درتكلم رايج سيستانيها به نحوچشم گيري محفوظ وبرقرارمانده واين باب سخنوري كه مطلوب سرزمين سيستان است، نسل به نسل تا به امروز نقل قول شده وميراث گرانبهاي سيستانيهاگرديده است، كه خودجاي بسي تاني ومباهات است.

گرچه ضرب المثلهاي مندرج زيراندكي ازدرياي مواج ادبيات سيستان است، معذالك صحت مدعاي مارا ثابت ميكند وازطرفي اين مطلب ميتواند منشأيي باشد محض اطلاع سيستوني هايي كه قلباٌ مشتاق اصل ونسب وشجره خويش ميباشند، لكن ازآن كم اطلاع وغافل اند. باشدكه خوانندگان ازاين گنجينه گرانبها توشه اي ببرندواصالت نياي خود راپاس دارند .

هركَه صَبركُنَه خوارِنْمِشو(هر کس صبر کند خوار نميشود)

 كسي كه صبوراست خواري وتنگدستي رالمس نمي كند.

هركَه صبردارَه گنج دارَه (هرکس صبر دارد گنج دارد)

صبرنزدهركسي بمانندگنج است

مُلْكِ خداتنگ نِيَهْ پُويِ گَدالَنگ نِيَه (زمين خدا تنگ نيست، پاي گدا لنگ نيست)

براي گداي تندرست وصحت العضو ملك خدابسياراست

گَدا اَگَه وَتختِ شائي بَرشيِنَه بازگَدايَه (گدا اگر به تخت شاهي بنشيند بازهم گداست)

ميخواهدعقده گدازاده رابرساندولي عكس آنهم ثابت شده

اَمقه بْكاركِه بِتْني دْروكُني (اندازه اي بکار که بتواني درو کني)

كارنيكوكردن ازپركردن است نيك راخوبي وبدرابدي بود

كَسِي كِه دارَه خيِ نادارقومي نْدارَه (کسي که ثروتي دارد با ندار خويشي ندارد)

ثروتمندقوم وخويش نمي شناسدياسوارراغم پياده نيست

طْمَع كار شو بِي شُمْ مِي مُونَه (طمعکار شبش بي شام ميماند)

 طمع بيش ازحدممكن است فاجعه آفرين باشد

بارِكَجْ وَسَرْنْمِي رِيَه (بار کج به منزل نميرسد)

باركج به منزل نرسديادروغگورسواشود

باكَلُو بْسازُو وَدِه بْتازْ (با کدخدا بساز و به ده بتاز)

ضرب المثل معروف كه باكدخدا(كلان)بسازوبه ده بتاز

اُوبارِشْ وَدَنِ گُربِه سْيَه نِيَه(باران به دعاي گربه سياه نمي آيد)

اگرگربه سياه بگويدباران نبارد

دِنْدُونِ اسبِ پِش كَشَ نْمِشْمارِه (دندان اسب پيشکشي را نميشمارند)

پيش كش به مفهوم شيربهاست مقصوداينست كه اگر اسب اهدايي پيرباشدسن وسالش راروي دندان نگاه نكنندكه كسرشان باشد

كِشْت وكارِپِدَرُو درُ وداسِ فَرزِنْدونَه (کشت و کاراز پدران ،داس و  درو از فرزندان)

مشت نمونه خرواراست هرچه هستيم پدران ماهمين بودندويابه كسراي گفتندديگران كاشتندماخورديم مابكاريم ديگران بخورند

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 18:0  توسط سيستاني  | 

نشانه هاي ظهور

صحبت از نشانه های قریب الوقوع بودن ظهور مولا به هیچ عنوان به منظور تعیین وقت آن نیست که همانا امام باقر(ع) فرمود "کذب الوقاتون"(تعیین کنندگان وقت دروغگویند).

هدف از یادآوری این نشانه ها بیدار شدن خیلی از ماهاست.

خیلی از ماها انگار فراموش کردیم یه امامی داریم که غایبن،

یادمون رفته بایدمنتظرشون باشیم.

این روزا واسه خیلی از ماها خیلی از مسائل مهمتر از انتظارفرج شده،مثل قیمت نان،پیروزی فلان تیم فوتبال از فلان لیگ،داشتن امضای فلان هنرپیشه و خیلی چیزای دیگه.

ای کاش لااقل به اندازه یکی از چراغ قرمزهایی که پشتشون انتظار سبز شدنشون رو میکشیم منتظر ظهور مولا میشدیم.

این نشانه ها رو یادآوری میکنم برای آدمایی که هدفمند کردن یارانه ها که هنوز اتفاق نیفتاده از هدف خلقت براشون مهمتره!

یادآوری میکنم تا یادمون بیاد که ظهور افسانه نیست و شاید تو عمر خودمون رخ بده.

اگه رخ داد آقا مارو بعنوان یار خودشون میپذیرن یا اینکه اصلا خودمون پیشاپیش میریم تو صف دشمنای آقاییکه(مثلا) سالها منتظرش بودیم؟!

آیا آمادگیشو داریم فرمانبردار مطلق مولاباشیم و رای و نظر ایشون رو به رای و نظر خودمون ترجیح بدیم؟!

اصلا خودمون نه، موبایلامون آمادگی ظهور مولا رو دارن؟ یا هنوز باید خیلی چیزارو ازتوشون پاک کنیم تا بشن موبایل یه آدم منتظر ظهور؟!

وظیفه ی ما تو دوران غیبت مولا خیلی سخته...

باید جوری منتظر آقا باشیم که انگار مطمئنیم همین جمعه، نه اصلا همین امشب، همین امروز یا تو همین لحظه ظهور میکنند (همانطور که تو دعای فرج، "فرجاً عاجلاً قریباً کلمح البصر" رو از خدا میخوایم) و از طرفی نباید اونقدر نا امید باشیم که اگه خدایی ناخواسته تو روز و ماه و سالی که انتظارش رو داشتیم ظهور رخ نداد دلسرد بشیم و دیگه انتظار نکشیم.

خلاصه ی صحبتهام اینه که یادمون نره امام علی(ع) فرمود: "افضل اعمال امّتی انتظار الفرج"

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 15:56  توسط سيستاني  | 

سیستان افتخار تاریخ

سیستان افتخار تاریخ

  از سیستان و مردمان سیستانی در کتب های مختلف مطالب فراوانی بیان شده که این مطالب جزء افتخارات و سربلندی مردمان سیستان بوده و هست و خواهد بود. از جمله بزرگترین افتخارات مردم سیستان امتناع از ناسزاگوئی و لعن امیرالمومنین (ع) بدستور بنی امیه می باشد. یاقوت حموی در کتاب معجم البدان آورده است: " از همه بالاتر و والاتر اینکه آنگاه که بر تمام منابر شرق و غرب دنیای اسلام به امر بنی امیه علی بن ابیطالب (ع) را لعن می گفتند ، در سیستان این امر انجام نشد و مردم سیستان بر این دستور بنی امیه گردن ننهادند تا آنکه طی عهد نامه ای از حکام بنی امیه تعهد گرفتند که بر منبر سیستان هیچ کس نباید لعن شود و چه افتخاری بر این مردم برتر از این است ،در حالی که علی بن ابیطالب (ع) برادر رسول خدا (ص) حتی برمنابر مکه و مدینه و در حرمین شریفین لعن میشدند ، اینان از انجام این عمل ننگین امتناع کردند." 

لهجه و زبان سیستانی آکنده از الفاظی است که گاه برای ترجمه فارسی یک کلمه آن حداقل یک صفحه توضیح لازم می آید.

 چه بسا کلمات یا جملاتی که برگرداندن آن بفارسی مصطلح ضمن آنکه بسختی امکان پذیر است مفهوم و معنی واقعی خود را از دست میدهد.

 در عین حال این لهجه سرشار از کلمات مترادفی است که صرف نظر از آنکه این زبان را مستغنی می سازد بشیرینی نیز می افزاید.چنانجه مثلا قوپ ، موشت ، موشتار ، قاموشت ، ( به معنی مشت کوبیدن ) همه مترادف اند.

 و یا کلمات لپ ، لودس ،لیسک ، موشت ، گیرک ، چنگ ؛ اگر چه مترادف کامل نیستند در بسیاری از موارد به یک مفهوم به کار می روند.

 از خصایص این زبان محلی اینکه :

 اولا :حرف اول بیشتر کلمات دارای سکون است حتی کلماتی چون ( ایستادم ) که با الف شروع می شود به شکل (ستادا) در می آید.

 ثانیا : بسیاری از کلمات به همان گونه قدیمی تلفظ می شود مانند اشنیدا (به معنی شنیده ام) همین کلمه در لهجه شیب آبی سیستان (اشنیدی) تلفظ می شود که بسی قابل تعمق است و آدمی را به این فکر وامیدارد که از خود بپرسد چرا در لهجه شیب آبی سیستان افعالی که بکار برده می شود با سنک ، افعال مندرج در متن های قدیم شباهت دارد.

   برگرفته از کورنامه نیمروز    

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 12:27  توسط سيستاني  | 

ویژگیهای امام حسین ع

1- تنها امامی که در معرکه ی جنگ به شهادت رسید ( امیرالمؤمنین(ع) با اینکه در دهها جنگ شرکت کردند و بارها مجروح شدند ولی در مسجد کوفه مورد سوءقصد قرار گرفتند؛ بقیه ی ائمه هم که مسموم شدند) 2- تنها امامی که در دعای توسل ازایشان به عنوان (ایّها الشهید) یاد شده با اینکه همه ی ائمه ی ما شهید شده اند 3- تنها امامی که در زمان حیات خود پدر دو شهید شد (: علی اکبر و علی اصغر) 4- تنها امامی که اربعین و زیارت اربعین دارد 5- تنها امامی که قبر مطهرش بیش از ده بار توسط ظالمان خراب شد تا اثری از آن باقی نمانَد 6- تنها امامی که بدون غسل و کفن دفن شد 7- تنها امامی که سر مبارکش از بدن جدا شد 8- تنها امامی که تشنه لب به شهادت رسید 9- تنها امامی که بعد از شهادتش،خانواده اش اسیر شدند 10- تنها امامی که پدر و مادر و نسلش معصوم بودند 11- تنها امامی که در تربتش شفاست 12- تنها امامی که نماز مسافر در حرمش تمام است 13- تنها امامی که انبیای قبل از او از آدم تا خاتم بر او گریستند 14- تنها امامی که انبیا محل دفنش را زیارت کردند(ما من نبیّ الا و قد زار کربلاء) 15- تنها امامی که ولادتش توأم با حزن و گریه بود 16- تنها امامی که در روز ولادتش شفاعت کرد ( قضیه ی فُطرُس) ۱۷- اگر ویژگیهای دیگری به ذهنتان آمد،تذکر بدین تو نظرات التماس دعا
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 17:8  توسط سيستاني  | 

محرم ماه خون ماه شهادت

بنام خدا
خواب ميد ديدم شب مرگ من است
فصل پا ييز گل وبرگ من است
غسل دادندو كفن پو شاندنم
درميان قبر خود خواباندنم
زيرتل خاك ناپيدا شدم
همرهان رفتند و من تنها شدم
از نهيب ترس اعضا يم گرفت
لرزه از وحشت سرا پايم گرفت
بعد چندي بازشد چشم ترم
دوملك بودند بالاي سرم
آن يكي باقهر سركش آمده
اين يكي با گرز آتش آمده
آن يكي ميگفت ازربت بگو
اين يكي ميگفت اعمال تو كو
آن يكي ميگفت هان وامانده ايي
اين يكي ميگفت تنها ماندهايي
ازرفيقان و شفيقانت بگو
از جسارتهاي پنهانت بگو
ازچه خاموشي سخنچينت كجاست
وان زبان چربو شيرينت كجاست
با خودم گفتم عذابم ميكنند
از شرار قهر آبم ميكنند
واي بر من قلب من را ميدرند
عنقريبم سوي آتش ميبرند
ترسو وحشت فوق حالت بود وبس
پاي تا فرقم خجالت بودوبس
زير لب گفتم به آواي حزين
پس كجا يي يا اميرالمئمنن
ناگهان نوري بقبرم چيره شد
ديده هاي خيره من خيره شد
از كنار قبر من درباز شد
قبر من گلخانه ايي ممتازشد
آمدآقايئ كه يكسرنور بود
قبر من از نور كوه طور بود
از كلا مش درد من درمان گرفت
از نگا هش مرده من جان گرفت
دركنارم ايستادو خنده كرد
خنده ايئ كردومرا شر منده كرد
گفت به اذن حق امدادش كنيد
باتولاي من آزادش كنيد
گرچه دوراز انتظارم بوده است
ليك عمري ريزه خوارم بوده است
سالهادر هيئت من گريه كرد
بارهابر غربت من گريه كرد
درعزاي همسرم فريادكرد
لطمه ها برخودازآن بيداد كرد
اينك اين بند كفن راواكنيد
تا پلاك عشق او پيدا كنيد
يك كبودي هست روي سينه اش
حاكي از درد وغم ديرينه اش
از اوان كودكي در شو رو شين
سينه زن فريا ميزد يا حسين
ياحسين وياحسين و ياحسينم
من كه غير تو شاهي ندارم
جز بكوي تو راهي ندارم
يا حسين اي شه مشرقينم
يا حسين وياحسين وياحسينم
+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 21:41  توسط سيستاني  | 

چند كلمه جالب زابلي

زبانهاي "هندواروپايي "به شاخه هاي متعددي تقسيم مي شوند.كه "ايراني"يكي از شاخه هاي آنست.و خود،به زيرشاخه هاولهجه هاي مختلفي تقسيم مي شود. يكي از اين لهجه ها سيستاني است.

بنابراين اگر بُن ها و كلمات مشتركي از تنهء اصلي اين درخت بطور يكساني در دوشاخه مختلف مشاهده مي شوند جاي تعجب نيست.مثلا توسط يكي از محققين "كـُرد"پانصد واژه كه در "كردي" و"فرانسوي" از لحاظ معني وتلفظ به هم نزديكند ، گردآوري شده است.

در گويش سيستاني به چند واژه برخوردم كه جالب است بدانيم تلفظ ومعني بسيار نزديكي با معادل انگليسي آن دارند:

  • تـَپ در سيستاني به معني ضربه وآسيب زدن است و تـَپ خواردن يعني ضربه خوردن وآسيب ديدن، كه دقيقا معادل معنايي كلمه Tap در انگليسي به معني ضربه است.
  • -------------------------------------------------------------------------------------------------------
  • َمند به معناي گمان – فكر و انديشه است.مثلا در سيستاني مي گويند" وَمَندِ مِه كه.."  يعني " به گمان من كه.." و اين با كلمه Mind    به معناي فكر وذهن بسيار نزديك است.
  • -------------------------------------------------------------------------------------------------------
  • بـِنچـَه به: اندازه يك مشت علف يا مثل آنرا بنچه مي گويند .معادل Bunch به معناي دسته ، يك عده ،گروه،است.
  • -------------------------------------------------------------------------------------------------------
  • جُـپ كردن يعني پريدن معادل Jump  در انگليسي كه به همين معني است.
  • -------------------------------------------------------------------------------------------------------
  • كـَـنگ به معني بالا.مثل " كنگ ميز " يعني بالاي ميز –و همچنين به بلندي وهر جايگاه بلند مثل ده يا زميني كه بر بلندي قرار داشته باشداطلاق مي شود.(روستاي كنگ در نزديكي مشهد هم چون در ارتفاع قرار دارد به اين نام ناميده شده است.) كلمه King  كه شاه- مهتر وبالادست معني مي دهد.راتداعی میکند.
  • -------------------------------------------------------------------------------------------------------
  •  مـَلوزَه به آدم بي عرضه ومريض احوال وشل وول مي گويند كه بسيار شبيه بهMallusk  به معناي حلزون وحركت حلزون وار است.
  • -------------------------------------------------------------------------------------------------------
  • پـَلپـَـتــَک یعنی تلاش-تکاپو ودست وپازدن و همانند کلمه Palpitate به معنی تپیدن-به تپش یا لرزش درآوردن.تند زدن
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 21:18  توسط سيستاني  | 

حدیث غدیر

بسم ا... الرحمن الرحیم

جائی که همچو سیمرغ جبریل پر بریزد در پیش آن چه باشد پرواز یک کبوتر

آنچه در باره حدیث غدیر<من کنت مولاه فهذا علی مولاه> مهم است، چیست؟

آیا چیزی جز مساله ولایت و امامت پس از رسول اکرم (ص) است؟

این حدیثی که به تواتر آن را اهل سنت و شیعه نقل کرده اند، به این نکته اشاره دارد که فلسفه ارسال رسل با اصل امامت تداوم می یابد.

همواره باید در میان امت اسلامی کسی باشد که از سوی خدا راهنمایی بشر را بر عهده گرفته باشد و این امر چنان بزرگ است که عدم ابلاغ آن از سوی رسول اعظم الهی تمام تلاشهای طاقت فرسای 23 ساله رسالتش را از بین می برد و لذا آن حضرت در جمع بزرگ کاروانیان حج مساله ولایت و امامت حضرت علی ع را ابلاغ می نماید و پس از آن آیه اکمال دین نازل می گردد.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: خداوند برای برادرم علی فضایلی قرار داده است که از شمارش بیرون است، هر کس یکی از فضایل او رابیان کند و به او معترف شود خداوند گناهان گذشته و آینده او را می بخشد و هر کس فضیلتی از فضایل او را بنویسد تا وقتی از آن نوشته اثری باقی است فرشته ها برای او طلب آمرزش می کنند و هرکس به فضایل او گوش بسپارد خداوند گناهی را که به وسیله گوش مرتکب شده باشد میبخشد و هرکس به نوشته ای که در آن به فضیلت علی آمده باشد نگاه کند، گناهانی را که به وسیله چشم انجام داده است مورد آمرزش قرار می گیرد.

بیان و نوشتن فضایل حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام امری آسان و ممکنی نیست و یک هزارم آن را نمیتوان در پیمانه بیان ریخت.

از کتاب چهره های درخشان چهارده معصوم ع

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 19:17  توسط سيستاني  | 

سخنان امام رضا (ع) به شعر

ترجمه منظوم سخنان امام رضا علیه السلام


1 ـ مِن اَخلاقِ الاَنبیاء التَّنّظُّف
نظافت موجب پاكى جسم است نظافت مایـه آرام جـان است
امـام هشتمین فرمود بـا خلق نظـافت شیـوه پیغمبران است


2 ـ صاحِبُ النّعمَةِ یَجِبُ ان یُوَسِّعَ عَلى عِیالِهِ
توانگر را بوَد واجب كه بخشد زن و فـرزند را از مال دنیـا
دهـد وسـعت به امر زندگانى بـه شـكر نعـمت حى ّ تـوانا


3 ـ مَن لَم یَشكُرِ المُنعِمَ مِن المَخلوقین لَم یَشكُر اللهَ عزّوجلّ
شـنیده ام كه علـى بن موسـى كاظم خدیو طوس، بفـرمـود نكته اى زیبـا
كسى كه نیكویى خلق را نداشت سپاس نكـرده است سپـاس خداى بـى همتـا


4 ـ الایمانُ اداءُ الفرائضِ و اجتِنابُ المَحارِم
فرمود رضــا امام هشتم: انجام فرائــض است ایمان
دورى ز محرّمات و زشتى پرهیز ز ناصواب و عصیان


5 ـ لَم یَخُنكَ الاَمین، وَ لكِن ائتَمَنتَ الخائِنَ
كسى كه بیـم ندارد ز كردگار علیم وِرا به خدمت خلق خدا مكن تعیین
امین نكرده خیانت، تو از ره غفلت امین شمـرده خیـانت شعار بدآیین


6 ـ الصَّمتُ بابٌ مِن ابوابِ الحِكمة
زبـان تو گـر تحـت فرمان نباشد خموشـى گزیـن، تا نیفتى به ذلـّت
على بن موسـى الرضا راست پندى: سكوت است بابـى ز ابواب حكمت


7 ـ صدیقُ كُلِّ امْرِئٍ عَقلُهُ و عَدُوُّه جَهلُهُ
بــه نزدیـك نـادان بـوَد تـار گیتى ز دانـش بكـن گـیتـى تـار روشـن
بفرمود فرزنـد موســى بـن جعفـر: تو را عقل یار است و جهل است دشمن


8 ـ التَّوَدُّدُ الى النّاسِ نِصْفُ العَقلِ
همیشـه در پـى تیـمـار بینـوایان باش كمك به خلق، ز كردار خـالق احـد است
امام راست در این رهگذر، كلامى نغـز: كه در معاشرت خلق، نیمى از خرد است


9 ـ التَوَكُلُ اَن لاتَخافَ اَحداً اِلاّ اللهَ
بزن بـر لطـف حق دست توكل كـه لطف ایـزدى باشد تو را بس
توكـل آن بـوَد كـاندر دو عالم به غیر حق نـترسى از دگر كس


10 ـ اَفْضَلُ ما توصَلُ به الرَّحِمِ كفُّ الاَذى عَنْها
فرمـود رضـا ولـى ّ مـطـلق گنجینـه علم و فضل و احسـان
بهتر صلـه رحـم به گیتى است خـوددارى از گـزنـد ایشـان


11 ـ اَحسَنُ النّاسِ مَعاشاً مَن حَسُنَ معاشُ غیرِهِ فى معاشِه
بهتـرین رهـرو به راه زندگـى است آن كه همچـون شمع روشنگـر بـوَد
مردمـان در پرتـوش راحـت زینـد زندگـى در خـدمتش بـهتـر بــوَد

12 ـ العَقلُ حِباءٌ مِنَ اللهِ و الادَبُ كُلْفَة
رضـا سبـط پاك رسـول امین كه نتـوان سـر از خدمتش تافتن
بگفتا: خرد بخشش ایـزدى است ادب را به كوشش تـوان یافـتن


13 ـ لَیسَ لِبَخیلٍ راحةٌ و لا لِحَسودٍ لَذّةٌ
بخل رنج است و حسادت محنت است از ولـى ّ آمـوز درس عبـرتـــى
راحتـى در بخــل نتـوان یـافـتن در حسـد هـرگـز نیـابـى لذّتــى


14 ـ مَا الْتَقَتْ فِئَتانِ قَطُّ اِلاّ نُصِرَ اَعظَمُهُما عَفواً
عفــو آییـن بزرگـــان باشـــد بـخشش آییـنـه دورانـدیـش اسـت
دو گـروهـى كه به جنگنـد و ستیـز نصرت آن راست كه عفوش بیش است


15 ـ عَونُك لِلضَّعیفِ اَفضَلُ مِنَ الصَدَقَة
سخنـى دارم از امـام همام كـه مفید است بهر هر طبقه
دستگیرى ز ناتوان و ضعیف به یقین، بهتر است از صدقه


16 ـ المُؤمِن اِذا اَحسَنَ استَبشَرَ وَ اِذا اَساءَ استَغفَرَ
گر ز بخت بد به كس بد كرده اى هان، مشـو نومیـد از درگاه ربّ
مـؤمن ار نیكى كنـد شادان شود ور كند بد، مى كنـد بخشش طلـب


17 ـ المُسلِمُ الّذى سَلِمَ المُسلِمون مِن لِسانه وَ یَده
شـنو پند فرزند موسـى بن جعفر امـام بحـق، مـاه بـرج امـامت
كسـى هسـت مُسلم كه باشند مردم ز دست و زبانش به امن و سلامت


18 ـ لَیسَ مِنّا مَن لَم یأمَن جارُهُ بَوائِقَه
به همـسایه نیكى كن اى نیكمرد كه همـسایه را بر تو حقها بوَد
از آن كس كه همسایه ایمن نبُود بـفرمود مـولا: نـه از ما بوَد


19 ـ التواضُعُ ان تُعطى النّاس مِن نَفسِك ما تُحبّ ان یُعطوك مِثلَه
چنان سـر كن اى دوست با نیك و بد كه باشـد ز تـو نیك و بد در امـان
تـواضع چـنان كن به خـلق خـداى كه خواهـى كنـد خلق با تو چنـان


20 ـ الصَّفح الجمیلُ العفوُ مِن غیرِ عِتاب
عفو چون كرده اى خطاب مكن كار بـى جا و نـاصـواب مكن
وه چه نیكوسـت، عفـو بى منّت عفو كـردى اگـر، عتـاب مكن

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 6:27  توسط سيستاني  | 

عصر امام صادق ( علیه السلام )

 

السلام علیك یا امام جعفر صادق (ع)


عصر امام صادق ( علیه السلام )

عصر امام صادق( علیه السلام ) یكی از طوفانیترین ادوارتاریخ اسلام است كه ازیك سواغتشاشها و انقلابهای پیاپی گروههای مختلف ، بویژه از طرف خونخواهان امام حسین (علیه السلام ) رخ میداد ، كه انقلاب ابو سلمه در كوفه و ابو مسلم در خراسان و ایران از مهمترین آنها بوده است .
و از دیگر سو عصر برخورد مكتبها و ایدهئولوژیها و عصر تضاد افكار فلسفی و كلامی مختلف بود كه از برخورد امت اسلام با مردم كشورهای فتح شده و نیز روابط مراكز اسلامی با دنیای خارج ، به وجود آمده و در
مسلمانان نیز شور و هیجانی برای فهمیدن وپژوهش پدید آورده بود .
عصری كه كوچكترین كم كاری یا عدم بیداری و تحرك پاسدار راستین اسلام یعنی امام ( علیه السلام ) ، موجب نابودی دین و پوسیدگی تعلیمات حیاتبخش اسلام ، هم از درون و هم از بیرون میشد .
زمان امام صادق(علیه السلام) ، زمان تزلزل حكومت بنی امیه و فزونی قدرت بنی عباس بود واین دوگروه مدتی درحال كشمكش و مبارزه با یكدیگر بودند .
از زمان هشام بن عبدالملی ، تبلیغات و مبارزات سیاسی عباسیان آغاز گردید و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید و سرانجام در سال 132 به پیروزی رسید . بنی امیه در این مدت ، گرفتار مشكلات سیاسی فراوانی بودند ، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شیعیان را نداشتند .
عباسیان نیز چون از دستیابی به قدرت در پوشش شعار طرفداری از خاندان پیامبرو گرفتن انتقام خون آنان عمل می كردند ، فشاری از طرف آنان مطرح نبود . از اینرو این دوران ، دوران آرامش و آزادی نسبی امام صادق ( علیه السلام ) و شیعیان بود و آن حضرت از این فرصت استفاده كرده و تلاش فرهنگی وسیعی را آغاز كرد .
پیشوای ششم در چنین دورانی به فكر نجات افكار توده مسلمان ازالحاد وبدبینی وكفر و نیز مانع انحراف اصول و معارف اسلامی از مسیر راستین بود ، و از توجیهات غلط و وارونه دستورات دین كه به وسیله خلفای وقت صورت می گرفت جلوگیری می كرد .
اینجا بود كه امام( علیه السلام ) دشواری فراوان در پیش ومسئولیت عظیم بر دوش داشت . امام صادق ( علیه السلام ) در ظلمت بحرانها و آشوبها دنیای شیعه را به فروغ تعاعلیم خویش روشنی بخشید و حقیقت اسلام را از آلایش انحرافات وگزند فریبكاران حفظ نمود . او آن قدر فقه و دانش اهل بیت را گسترش داد و زمینه ترویج احكام و بسط كلام شیعی را فراهم ساختكه مذهب شیعه به نام او به عنوان مذهب جعفری شهرت یافت . آن اندازه كه دانشمندان و راویان از دانش امام بهره مند برده واز ایشان حرف و حدیث نقل كرده اند از هیچ یك از دیگرائمه نقل نكرده اند .
لیكن طولی نكشید كه بنی عباس پس از تحكیم پاییهای حكومت و نفوذ خود ، همان شیوه ستم و فشار بنی امیه را پیش گرفتند و حتی از آنان هم گوی سبقت را ربودند .
وضع به حدی ناگوار وشد كه همگی یاران امام ( علیه السلام ) را در معرض خطر مرگ قرار می داد ، چنانچه زبده هایشان جزو لیست سیاه مرگ بودند .
امام صادق ( علیه السلام ) كه همواره مبارزی نستوه و خستگی ناپذیر وانقلابی بنیادی درمیدان فكر و عمل بوده ، كاری كه امام حسین (علیه السلام ) به صورت قیام خونین انجام داد ، وی قیام خود را درلباس تدریس وتأسیس مكتب وانسان سازی انجام داد و جهادی راستین كرد .
رحلت امام را به سبب مسمومیت دانسته اند . از ارتكاب این جنایت را كه منصور درتوان خود نمی دید به جعفر بن سلیمان پسر عموی خویش و والی وقت مدینه محول كرد .
فرزند برومندش امام موسی بن جعفر( علیه السلام ) او را دو جامه سفید مصری كه درآن احرام می بست ودر پیراهنی مه می پوشید ودرعمامه ای كه ازامام زین العابدین(علیه السلام ) به او رسیده بود ، كفن نمود و بر آن نماز خواند واو رادر بقیع در كنار قبر پدربزرگوارش سید الساجدین( علیه السلام ) به خاك سپرد .
سلام بر او از میلاد تا میعاد

شخصیت علمی امام صادق ( علیه السلام )

در دوره امامت امام صادق ( علیه السلام ) مسلمانان بیش از پیش به علم و دانش روی آوردند و در بیشتر شهرهای قلمرو اسلام بویژه در مدینه ، مكه ، كوفه ، بصره و ... مجالس درس و مناظره های علمی دایر واز رونق خاصی برخوردار گردید .
در این زمان با استفاده از فرصت به دست آمده امام صادق( علیه السلام ) توانست نهضت علمی فرهنگی پدرش امام باقر( علیه السلام ) را ادامه داده و علوم و معارف اهل بیت را بیان كرده در همه جا منتشر كند . سفرهای اجباری و اختیاری امام به عراق و به شهرهای حیره ، هاشمیه و كوفه و برخورد با اربابان دیگر مذاهب فقهی وكلامی نقش بسزایی در معرفی علوم اهل بیت و گسترش آن در جامعه داشت .
در این شهرها گروههای مختلف برای فراگیری دانش نزد آن حضرت می آمدند و از دریای دانش او بهره مند می بردند . برخورد وی با گروههای مختلف مردم سبب شد كه آوازه شهرتش در دانش و بینش دینی ، علم و تقوی ، سخاوت و جود وكرم و ...
در تمام قلمرو اسلام طنین انداز شود و مردم از هر سو برای استفاده از دانش بیكران وی رو سوی كنند . در این دوره علوم و فلسفه ایرانی ، هندی و یونانی به حوزه اسلامی راه یافت و بازار ترجمه علوم گوناگون از زبانهای مختلف به زبان عربی گرم و پررونق گردید .
همچنین مكتبهای كلامی و فرقه مذهبی و فقهی در این عصر پایه گذاری شد .
امام صادق ( علیه السلام ) با تمام جریانهای فكری و عقیدتی آن روز برخورد كرده و موضوع اسلام و تشیع را در برابر آنها روشن ساخته و برتری بینش اسلام تشیعی را ثابت كرده است .
مناظرات امام صادق (علیه السلام) با اربابان دانشهای گوناگون چون پزشكان ، فقیهان ، منجمان ، متكلمان ، صوفیان و... بویژه مناظرات وی با ابوحنیفه مشهور و در منابع شیعه و سنی ثبت است .
شاگردان امام باقر (علیه السلام) پس از درگذشت آن حضرت به گرد شمع وجود امام صادق( علیه السلام ) حلقه زدند .
امام ( علیه السلام ) نیز با جذب شاگردان جدید به تأسیس یك نهضت عظیم فكری و فرهنگی و بالنده مبادرات ورزید ، به گونه ای كه طولی نكشید مسجد نبوی در مدینه منوره و مسجد كوفه در شهر كوفه به دانشگاهی عظیم تبدیل شد . درگیری شدید بین بنی عباس و بنی امیه ، آنان را آن چنان به خود مشغول كرده بود ، كه فرصتی طلایی برای امام صادق ( علیه السلام ) و یارانش به دست آمد .
آن حضرت با استفاده از این فرصت به بازسازی و نوسازی فرهنگ ناب اسلام پرداخت و شیفتگان مكتب حق از اطراف و اكناف ، از بصره ، كوفه ، واسط ، یمن و نقاط مختلف حجاز به مركز اسلام ؛ یعنی مدینه ، سرازیر شدند وچون پروانگی دلباخته به گرد شمع وجود امام صادق ( علیه السلام ) تجمع كردند .
امام صادق ( علیه السلام ) هر یك از شاگردان خود را رشته های كه با ذوق و قریحه او سازگار بود ، تشویق و تعلیم می نمود و در نتیجه ، هر كدام از آنها در یك یا دو رشته از علوم مانند : حدیث ، تفسیر ، فقه و كلام ، تخصص پیدا می كردند .
دردانشگاهی كه امام بوجود آورده بود شاگردان بزرگ و برجسته ای همچون هشام بن حكم- محمد بن مسلم- ابان بن تغلب- هشام بن سالم - مومن الطاق - مفصل بن عمر - جابر بن حیان و... تربیت كرد كه هر یك از آنها شخصیتهای بزرگ علمی و چهره های درخشانی بودند كه خدمات شایانی انجام دادند . به عنوان نمونه هشام بن حكم 31 جلد كتاب و جابر بن حیان بیش از 200 جلد در زمینه علوم گوناگون بخصوص رشته های عقلی طبیعی و شیمی كتاب نوشته است و به عنوان بدر علم شیمی مشهور است .
دانشمندان علم حدیث شمار كسانی را كه مورد اعتماد بوده اند - راویان ثقه - و از آن حضرت نقل كرده اند تا چهار هزار نفر را نوشته اند .
شاگردان دانشگاه امام منحصر به شیعیان نبوده بلكه پیروان اهل تسنن نیز از مكتب آن حضرت برخوردار می شدند .
بزرگان اهل سنت چون مالی بن انس ، ابوحنیفه ، سفیان ثوری ، سفیان بن عیینه ، ابن جریح ، روح ابن قاسم و... ریزه خوار خوان دانش بیكران او بودند . ابو حنیفه كه دو سال شاگرد امام بود این دوره را پایه علوم و دانش خود معرفی كرده می گوید :
اگر آن دو سال نبود " نعمان " از بین رفته بود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 4:29  توسط سيستاني  | 

فزت و رب الکعبه


فزت و رب الکعبه


 


   شهادت اميرالمومنين علي (ع)  بر ساحت قطب عالم  
  امکان  مهدي فاطمه (عج) و  دوستان ولايي آن حضرت


   تسليت و تعزيت باد.  




به نام خداوند شيرو رطب 


خداوند نان جو و نيمه شب 


خداوند باران خداوند چاه 


خداوند طوفان خداوند ماه 


شکافنده ي کعبه ي خاک و سنگ 


نگهدار همواره ي آب و رنگ 


کنون ورکشم گيوه ي شعر را 


به الحمد رب علي علا 


به حمد خداي يتيم و اسير 


خداوند سر در تنور فقير


 


علي مولاي مظلومان عالم    بگواز نارفيقان چون بنالم    از آن شامي که سر در چاه کردي مرا از درد خويش آگاه کردي


طنين ناله در افلاک افتاد تمام آسمان بر خاک افتاد پر و بال تو (( زهرا)) را شکستند


تو را با ريسمان فتنه بستند کدامين شب از آن شب تيره تر بود که زهرا حايل  ديوار و در بود زمان بر سينه خود سنگ مي کوفت زمين از داغ زهرا شعله ور بود


 تو مي ديدي ولي لب بسته بودي که آيين محمد در خطر بود؟ ندانستم که در چشم حقيقت کدامين مصلحت مد نطر بود گلويت استخواني اتشين داشت که فريادت فقط در چشم تر بود؟ فداي تيغ عريان تو گردم کسي آيا زتو مظلوم تر بود؟


 مه خورشيد طلعت کيست؟ زهرا


 چراغ شعله خلقت کيست ؟ زهرا


پس از زهرا علي بي همزبان شد اسير امتي نامهربان شد


علي تنهاست در يک قوم گمراه زبانش را که مي فهمد به جز چاه


پس از او کيسه نان و رطب کو صداي ناله هاي نيمه شب کو خدايا کاش آن شب بي سحر بود که تيغ ابن ملجم شعله ور بود اذان گفتند و ما در خواب بوديم علي تنها به مسجد رهسپر بود


در آن شب تا قمر در عقرب افتادغم عالم به دوش زينب افتاد فدک شد پايمال نانجيبان علي لرزيد و در تاب و تب افتاد يقين دارم به جرم فتح خيبر فدک در دست ال مرحب افتاد


علي جان کوفيان غيرت ندارند


که فرمان تو را گردن گذارندعلي جان کوفيان با کياس تجدا کردند دين را از سياست


بنام دين سر دين را شکستند دو بال مرغ امين را شکستند




 
به جز از علي که گويد به پسر که قاتل من
چو اسـير توسـت امــروز به اسـير کن مدارا


وبلاگ نواي دل شهادت اسوه تقوي اميرالمومنينحيدر (ع) را تسليت عرض مي نمايد . سيد علي افشاري


 


فرا رسيدن ايام شهادت


اسطوره عدالت، مظهر شجاعت و معدن محبت و فتوت، اميرالمومنين،


امام علي بن ابيطالب (عليه السلام)


را به همه مسلمانان جهان و به خصوص شما دوست گرامي تسليت مي‌گويد.


و عزيزترين و برترين شبهاي سال، هنگامه توجهات خاص الهي به بندگان،


شبهاي پر خير و برکت قدر،


را گرامي داشته التماس دعا دارم



+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 22:37  توسط سيستاني  |