ضرب المثلهاي سيستاني
ضرب المثلهاي سيستاني
انسان وقتي پاي صحبت مردم سخنورخوش بيان وخوش ذوق ودرعين حال محروم سيستان مينشيند وبه ضرب المثل هاي رايجي كه درحين گفتار و گپ روزانه مطرح ميشود گوش فراميدهد، چنان شيفته وفريفته سخن وي ميشودكه گويي سعدي شيرين سخن را درپيش رودارد.
البته مطرح نمودن ضرب المثل درادبيات كشور پهناورايران مصطلح است. امااصالت نظم ونثر فارسي قديم درتكلم رايج سيستانيها به نحوچشم گيري محفوظ وبرقرارمانده واين باب سخنوري كه مطلوب سرزمين سيستان است، نسل به نسل تا به امروز نقل قول شده وميراث گرانبهاي سيستانيهاگرديده است، كه خودجاي بسي تاني ومباهات است.
گرچه ضرب المثلهاي مندرج زيراندكي ازدرياي مواج ادبيات سيستان است، معذالك صحت مدعاي مارا ثابت ميكند وازطرفي اين مطلب ميتواند منشأيي باشد محض اطلاع سيستوني هايي كه قلباٌ مشتاق اصل ونسب وشجره خويش ميباشند، لكن ازآن كم اطلاع وغافل اند. باشدكه خوانندگان ازاين گنجينه گرانبها توشه اي ببرندواصالت نياي خود راپاس دارند .
هركَه صَبركُنَه خوارِنْمِشو(هر کس صبر کند خوار نميشود)
كسي كه صبوراست خواري وتنگدستي رالمس نمي كند.
هركَه صبردارَه گنج دارَه (هرکس صبر دارد گنج دارد)
صبرنزدهركسي بمانندگنج است
مُلْكِ خداتنگ نِيَهْ پُويِ گَدالَنگ نِيَه (زمين خدا تنگ نيست، پاي گدا لنگ نيست)
براي گداي تندرست وصحت العضو ملك خدابسياراست
گَدا اَگَه وَتختِ شائي بَرشيِنَه بازگَدايَه (گدا اگر به تخت شاهي بنشيند بازهم گداست)
ميخواهدعقده گدازاده رابرساندولي عكس آنهم ثابت شده
اَمقه بْكاركِه بِتْني دْروكُني (اندازه اي بکار که بتواني درو کني)
كارنيكوكردن ازپركردن است نيك راخوبي وبدرابدي بود
كَسِي كِه دارَه خيِ نادارقومي نْدارَه (کسي که ثروتي دارد با ندار خويشي ندارد)
ثروتمندقوم وخويش نمي شناسدياسوارراغم پياده نيست
طْمَع كار شو بِي شُمْ مِي مُونَه (طمعکار شبش بي شام ميماند)
طمع بيش ازحدممكن است فاجعه آفرين باشد
بارِكَجْ وَسَرْنْمِي رِيَه (بار کج به منزل نميرسد)
باركج به منزل نرسديادروغگورسواشود
باكَلُو بْسازُو وَدِه بْتازْ (با کدخدا بساز و به ده بتاز)
ضرب المثل معروف كه باكدخدا(كلان)بسازوبه ده بتاز
اُوبارِشْ وَدَنِ گُربِه سْيَه نِيَه(باران به دعاي گربه سياه نمي آيد)
اگرگربه سياه بگويدباران نبارد
دِنْدُونِ اسبِ پِش كَشَ نْمِشْمارِه (دندان اسب پيشکشي را نميشمارند)
پيش كش به مفهوم شيربهاست مقصوداينست كه اگر اسب اهدايي پيرباشدسن وسالش راروي دندان نگاه نكنندكه كسرشان باشد
كِشْت وكارِپِدَرُو درُ وداسِ فَرزِنْدونَه (کشت و کاراز پدران ،داس و درو از فرزندان)
مشت نمونه خرواراست هرچه هستيم پدران ماهمين بودندويابه كسراي گفتندديگران كاشتندماخورديم مابكاريم ديگران بخورند


